اسلام حقیقی و اسلام دروغین

خرید بک لینک

مرتضی شیرازی زاده از پژوهشگران نوپا و از طلاب فرهیخته ی حوزه علمیه قم ، همزمان با ولادت سراسر نور عالم آل محمد علیهم السلام، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام ، در مقاله ای به تبیین شرط مهم فرمایش امام رضا علیه السلام در حدیث سلسله الذهب یعنی ولایت آل الله پرداخت و ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داد.

به گزارش شلمچه نیوز، این نویسنده جوان در این مقاله با بررسی اسلام حقیقی و اسلام دروغین، ریشه ی نفاق گروهک های تروریستی مانند داعش و القاعده را نقش بر آب نموده و حقیقت آنان را در زبان تاریخ و تبیین اعتقاد آشکار کرد.

متن کامل این مقاله بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمّد وآله الطیبین الطاهرین و العنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی یوم الدّین

آشوب و بلوایی که امروزه به نام اسلام توسط گروه های تکفیری گربانگیر تمام عالم بشریت گشته و هیچ مکانی از گزند ویرانی های آن در امان نیست همگی به علت عدم ورود این گروهک های به ظاهر مسلمان در مدار اسلام حقیقی است.

همان اسلامی که راهشگای مشکلات بشریّت است و سرآمد تمام ادیان و منتهای تمام عرفان هاست که امام هشتم

مسلمانان جهان حضرت ثامن الحجج در حدیثی بنام سلسله الذهب مدار ورود در حقیقت اسلام را بیان فرمودند:

کَلِمَهُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطها.

با اندکی دقت در این کلام نورانی در می یابیم که آری!آن توحیدی که موجب دخول در رحمت واسعه الهی و دوری از عذاب هولناک روز روستاخیز می گردد که از محّمد وآل محّمد سرچشمه گیرد،اما اکنون توحیدی که توسط اینچنین گروه هایی مطرح است ، غصی کلمه ی مقدس توحیدی است که به صورت نمادین توسط عمّال شیاطین مطرح و هر روز ضربات جبران ناپذیری بر پیکره جامعه جهانی وارد می سازد.

درگفتار قبل اشاره کردیم به آنکه که هدایت صحیح مسیر کمال طلبی که منطبق با فطرت بشریست تنها زمانی مأمن امن خویش را می یابد که با عقل سلیم که در روایات ازآن به عنوان”پیامبر باطن”۱یاد شده است منطبق باشد آنگاه است که انسان میتواند در مسیرهای ظلمانی و پرپیج وخم تاریخ با چراغ عقل از هدایت به سوی رستگاری بهره مند گردد.

امّا از آنجاکه ادیان های ساختگی و دروغین که همانا آلت دست شیاطین و معاندین مذهب هستند، با تمام توان می کوشند تا مردم را به هر نا کجا آبادی سوق داده و مانع از رسیدن مخلوقات به صراط المستقیم الهی که مامن امنی برای جهت دهی صحیح به تمام نیازهای بشرست شوندو از آنجا که پیامبران الهی تجلی عقلانیّت می باشند و از آبشخور وحی روح تشنه خودرا سیراب نموده اند مهمترین دشمن اباطیل شیاطین می باشند، لذا ادیانی که بازیچه ی دست شیطان می باشند در دو جهت فعالیّت میکنند: ابتدا با معطلنمودن شخص در موهومات،وی را به انزوای عقلانیّت می برند و نورانیّت عقل را مستور می سازند و دوماً با پیامبران الهی که تجلی عقلانیّت می باشند و کلام و رفتارآنان منطبق وحی می باشد مبارزه می کنند.

در تمامی اعصار شاهدآنیم که زمانیکه پرودگار برای هدایت مردم پیامبری برانگیخته است وآن پیامبر با اقامه براهین واضحه عَلَم هدایت خلق به سوی خالق شده، حزب شیطان با بیان مغلطه های گوناگون خسوفی در عقل های جوامع بشری ایجاد نموده و سبب عدم رهنمون گشتن عباد خدا به صراط مستقیم الهی شده است و در جهت دوم نیز اغلب پیامبران به دست عمّال شیاطین مظلومانه کشته شده اندوبنابر فرموده قرآن کریم “ومایومن اکثرهم بالله الا وهم مشرکون”.آنچه که پیامبران الهی از سرچشمه وحی برای فطرت های پاک بیان می کنند و تمام عالم را مهمان سفره علوم وحیانی که منطبق است با عقل های سلیم بشری می کنند جذابیّت وصف ناپذیری برای تمام اقوام بشریّت در تمام اعصار دارد، زیرا طینت پاک بشر همچون زمینی است حاصل خیز که اگر بذر نفاق که بذر محبت به اباطیل و دشمنان ذات باریتعالی است درآن ریشه کن شود و بذر محبت الهی درآن کاشته گردد درخت ایمان حاصل شود و میوه با برکت تقوی را به بار آورد آنگاه است دید بشر به این جهان آنگونه گردد که آری!این جهان بسان مزرعه ای است واعمال او چون بذری است که در مزرعه دنیا میکارد ودر آخرت درو میکند.

چنانچه در گفتارقبل عرضه داشتیم “تناقض”و “اضطراب مداوم”نشانه اصلی مسیرهای باطل است و بروز این اضطراب

در متون اصلی آن مذاهب هویداست از اینرو منابع علمی آنان دریای پرتلاطم تناقض است و ذهن مخاطب را دچار تحیر می کند که درد ی است بی درمان و علاجی برایش نیست.

از اینرو مذهب نفاق، برای عدم فروپاشی حزب الشیطان به رگ وریشه مریدان آن مذهب پوسیده مخدری تزریق می کند تاچشم بر روی حقایق ببندند و متوهمانه در لجنزار سفسطه و مغلطه دست و پا بزنند و از آبشخور اوهام شیطانی که شرابی است ناگوار می نوشندآنجاست که افکار موهوم که در انتهای جاده ی ضلالت خیمه نشین و مقیم قعر جهنّم گشته اند خود را جانشینان انبیاء وخلفای آنان می دانند و به زعم آنان مریدانشان نیز خود را تابعین حقیقی انبیاء الهی می پندارند.

آری!کتاب هایی که از فرطه حقیقت دور افتادند و ره افسانه پیموده اند،و پیروان آنان نیز که کام عقل خود را با توهمات متناقض این کتب باز میکنند،زمانیکه در مواجه ی با حقیقت قرار میگیرند یا تسلیم حقیقیت می شوند و یا به علت آنکه

سال ها در راهپیمایی مسیر شقاوّت قدم گذاشته اند هیچگاه نمی توانند به پاهای ناتوان خود بگویند مسیری که عمری در

آن قدم نهاده بودند مسیری بوده که منتهایش بهشت برین نیست بلکه در مدار جهنم حرکت کرده اند،لذا پناهنده به سفارت

شیاطین شده و برای آرامش خود دست به هرکاری می زنند تا باورنکند حقیقت آنست که آنان سالها از آن گریزان بوده

اند بنابراین برای مبارزه با حقّ با تمام توان تلاش میکنند اما وعده ی خدای تبارک و تعالی محقق بوده و هست” یریدون

لیطفؤا نور الله بأفواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون”۲٫

آری!اینچین عقل در برخی از مذاهب که خودرا حقّ میدانند و حاکمیّت ملک وجود پیروانشان در دست شاه جهالت است در در غل وزنجیر است و در وادی توهمات تبعید… .

روند این اندیشه رفته رفته پیروانشان را به زوال عقلانیّت کشانیده و جامعه ی آنان را به یغما می برد…آری! پیامبر باطن در جایی که جهالت حکمرانی کند در زندان محبوس است… .

اما سیره ی این اندیشه با انبیاء الهی که تجلی عقل و حکمت اند تفاوت چندانی با شیوه ی برخورد آنان پیامبر باطن ندارد،آنان از هرگونه نشرسخن و تاثیر گفتار انبیاء بر هراسند و می کوشند با اتهام هایی چون”شاعر و مجنون بودن”وجهه ی انبیاء الهی را در نزد خلق پائین آورند،و اغلب زمانیکه آنان در مقابل نصّ صریح انبیاء الهی قرار می گیرند و مجبور به تعبد میشوند اجتهادهای شیطانی را در مقابل انبیاء الهی عَلَم میکنند و چنان وانمود میکنند که دایه مهربانتر از مادر برای

دین ودیانتند!.

ازآنجایی که پیامبر اسلام آخرین فرستاده ذات باریتعالی هستند ،هجوم شیاطین در دوره حیات ایشان و پس ازشهادت ایشان بیشتر از هر دوره دیگریست حال قصد ما اینست با کنار گذاشتن تعصبات و غرض ورزی های جاهلانه درنگی در رفتار برخی از مذاهب به ظاهر اسلامی کنیم و بیندیشیم که تا چه اندازه آن مذاهب در مدار عقلانیّت قدم برداشته اند.

امروزه گروهک های تروریستی فرومایه ای مانند داعش و القاعده که با پرچم “لا اله الا الله”دست به بی رحمانه ترین جنایات بر علیه بشریت میزنند و دعوی خلافت رسول الله صلی الله علیه وآله دارند تعجب جهانیان را فراهم نموده اند که چگونه میشود کسانیکه خودرا خلیفه رحمت للعالمین میدانند اینچنین در میدان جنایات سوار بر اسب شوم جهالت شوند و بی رقیب بتازند.

اما باید بگوئیم حقیقتا آیا چنین رفتارهایی توسط این گروه ها و حزب ها امروزه به وجود آمده است یا این علف های هرز دارای ریشه هایی در تاریخ بشریت هستند که در هر عصر ودوره ایی برای جهانیان تکرار میشوند… ؟.

بهترین راه برای یافتن ریشه اینگونه خشونت ها علیه بشریّت یافتن منابع مشابه آن در طی اعصار و ادوار است وپیگیری عقبه تاریخی آن ماجراست،که ما در این مقاله به اختصار به چند مورد از موارد مشابه اینگونه خشونت ها اشاره میکنیم.

حکومت عثمانی از مشهورترین حکومت های تاریخ بشر است،که با اندکی تتبع بر محققین روشن میگردد که شباهت این حکومت به رفتارهای گروهک های تروریستی قرن حاضر بسیار زیاد است برای مثال سلطان سلیم اول دستور به قتل بیش از چهل هزار تن از شیعیان می دهد که به گفته مولا ادریس بدلیسی این حرکت هولناک ترین قتل عام تاریخ دیانت است که توسط ترک های سنّی مذهب عثمانی صورت گرفته است.

حکومتی که سالها به نام دین و دیانت بر بسیاری از مناطق جهان حکمرانی کرد و میراث شاهانش برای یکدیگر ارث خونینی بنام نسل کشی بود چیزی که امروزه داعش و دیگر گروه های تکفیری در پی آن هستند.

سلاطین به ظاهر متدین و مسلمانی که ثواب کشتن یک مسلمان شیعه را بیشتر از ثواب کشتن هفتاد مسیحی میدانستند،تاریخی که مشحون از برادرکشی و قتل وغارت است و آنچه انسان را به تعجب وامیدارد آنست که این سلاطین خونخوار خود را خادم خانه ی امن خدای رحمن ورحیم میدانستند.

آنچه روشن است در بسیاری از موارد”والده سلطان”های دولت عثمانی با دخالت نابجا در سیاست عامل این کشتارهای عظیم میشدند…حقیقتا این دخالت نابجای زنان در سیاست و کشتار جمع کثیری از مسلمانان به فرمان آن زنانیکه خودرا “والده ی مسلمانان جهان” میدانستند در کجای تاریخ اسلام تکرار شده است؟؟

سربازانی که امروز به فرمان ابوبکر بغدادی ها سر از تن کودکان جدا میکنند،بی شک هیچ تفاوتی باسپاه “ینی چری های”حکومت عثمانی ندارند…آری سلطان احمد عثمانی ودیگر خلفای عثمانی مسجد ها ساختند اما در مساجد آنان خدایانی عبادت میشوند که جز قتل وکشتار بر چیز دیگری فرمان نمیدهند .اگر محققانه عقبه تاریخی این رفتارها را در تاریخ اسلام پیگیری کنیم درخواهیم یافت بیشترین نگرانی پیامبر اسلام ترویج خشونت و گمراهی امّت توسط منافقین اصحابشان بوده است تا آنجا درطی سالها حکومتشان سراسر رحمت را برای جهانیان ارمغان آوردند .

سیره آن یگانه ی دوران ها نشان می دهد در تمام سالهای عمر شریفش هیچگاه در هیچ جنگی به ناحق خونی نریخته و حتی جنگ او با مهمترین وسرسخت ترین دشمانش درمکّه بدون ریخته یک قطره خون صورت گرفته است و زمانیکه وارد مکّه شد عده ای از اصحابش ندا برآوردند که امروز روز انتقام از مشرکین است اما آن تجلی رحمت الهی فرمود”امروز روز بخشایش است نه روز انتقام”۳٫

به گواهی متقن تاریخ زمانیکه مشرکان دندان مبارکش را شکستند نه تنها دست بر نفرین بر نداشت بلکه سکوت نیز پیشه نکرد دست های مبارک خود را بالابرد وبرای دشمنش دعای خیر کرد تا آنکه قرآن کریم در وصف آن دریای بیکران رحمت و محبت فرمود”انّک لعلی خلق عظیم”.و بنابر اقتضای رحمتش باید جامعه ی پس از خود را از گزند منافقان دور نگه میداشت لذا از اول بعثتش تا فصل الخطاب عمومیش در غدیر خم برادرش علی بن ابیطالب را به عنوان جانشین خویش تعیین کرد تا مبادا حکومت به دست نا اهلان بیفتد.اما عدّه ای گرگ صفت که عمری در لباس میش زندگی میکردند با به شهادت رساندن آن روح عظیم رحمت وتجلی مغفرت الهی جامعه اسلامی را یتیم رسول الله کردند و دایه مهربانتر از مادر برای دین او گشتند و بدون شرکت در مراسم کفن ودفن رسول الله صلی الله علیه وآله در سقیفه جمع گشته و کودتا کردند۴ و حکومت را از صاحب اصلی آن غصب نمودند.دیگر مدینه رنگ و بویی از حکومت اخلاق مدار نبوی نداشت سپاه اسلام دیگر عمار یاسرها و مالک اشترها نداشت بجای آن رییس ارتش اسلام شخصی بود که بر مسلمان حمله می کرد سرآنان را میبرید و آنرازیر دیگ غذا می نهاد وشبانه با همسر وی زنا میکرد ویاللعجب از آنکه خلیفه ی مسلمین بدون هیچ توجهی به این فاجعه ی بزرگ و به جای اجرای حدودات اسلامی بر او کار اورا توجیه میکند ومیگوید”او اجتهاد کرد و در اجتهادش صاحب خطا شد”.

مدعی خلافتی که مسلمانان زیادی را به جرم ندان زکات گردن می زد۶ و از هیچ ظلمی فروگذار نبود و پس از پایان حکومتش آنرا برای قرین آخرتش به میراث گذاشت،خلیفه دوّم نیز حق برادری را برای اوانجام دادو مراسم عزای او را بر هم زد و خواهر او را به باد کتک گرفت۷٫

خلیفه ای که در دوران زمامداریش جزء قانون اساسی حکومتش منع نشر علوم و احادیث نبوّی بودو با این حرکت مانع آزادی بیان در انتشار ِبیانات نفیس و وحیانی رسول مکرّم صلی الله علیه وآله شد۸زمامدار نا لایقی که با چوب وارد مسجد میگشت و هرکه در صف نماز قدمی جلو یا عقب بود او را میزد۹آیا در اینچنین حکومتی اندکی شباهت با سیره ی آن درّ درخشان الهی رسول الله میتوان یافت؟؟و پس از آنکه بدست مومنی مجاهد به قتل رسید وصییّت به تشکیل شورا کرد و با حیله و نیرنگی که در چینش شوراءبه خرج داد حکومت را برای رفیق دیگرش به میراث گذاشت و افسوس خورد که ایکاش دیگر رفقایم مانند مولی ابوحذیفه زنده بودند تا آنان را هم به حکومت می رساندم.خلیفه سوم کسی که قرآن سوزی را برای اوّلین بار در تاریخ اسلام بناکرد عجیب است از کسانیکه همیشه طلایه دار متابعت قرآن بودند امروز قرآن را آتش زدند و حرمتش را شکستند.

عقل و قلم حیران صفحات تاریخ خجل که ام المومنین یا والده ی مسلمانان جهان چطور دستور به کشتن فرزندانش میدهد ۱۱و چرا باآنکه او بعد از غصب خلافت مفتی مسلمانان شده بود تا حدی که احکام اسلام را بصورت عملی به مسلمانان آموزش میداد۱۲ .آیا نمی دانست که باید در خانه بنشیند و سوار بر شتر نشود و با دخالت های بی جای خود درحکومت بر علیه خلیفه بالحق مسلمان شورش ننماید و قاتل فرزندان خود نشود؟.

در چنین شرایطی زمانیکه پس از سی سال غصب خلافت امیرالمومنین صاحب حقیقیی حکومت به حکومت رسیدند جامعه اسلامی آنقدر از سیره ی رسول الله دور شده بود که اصحاب ایشان پس از مشاهده ی نماز علی بن ابیطالب ندا بر آوردند که پس از سالها دوباره نمازخواندن به شیوه رسول الله را در مدینه مشاهده کردیم.

اما آنچه از عثمانیان و داعشیان و تمام گروهک های تروریستی که به اسم اسلام به قتل و غارت دست می زنند چنین القاء کرده است که جنایات آنان نه تنها با اسلام مغایرت ندارد بلکه تماما موافق شریعت و دین اسلام است کتبی میباشد که به سان مخدر در ذهن آنان عمل میکند،کتابهایی مملو از دروغ و جعلیات که ذهن آدمی را به برهوت میبرد و مدفون در زباله دان تاریخ میکند، تاریخ نویسانی که با تبر جهالت بزرگ ریشه تاریخ را کندند و نام آنرا تاریخ طبری گذاشتند،محدثانی که برای نوشتن جعلیاتشان هیچ واهمه و ترسی ندارند وبه قول خودشان برای نوشتن احادیث وضو می سازند و غسل می کنند اینجاست که اشخاصی مانندسلیم بن قیس هلالی در اوج خفقان۱۳ هروز باترس آنکه مبادا این صفحات مهّم تاریخ اسلام به دست غاصبان خلافت که ابایی از سوزاندن قرآن ندارند بیفتد و تاریخ حقیقی اسلام را نیز آتش بزنند اگر اشخاصی مانند سلیم بن قیس قصد دروغ سازی در تاریخ داشتند هیچگاه درآن شرایط خطرناک دست برنگاشتن تاریخ نمی بردند، تشویشی که این کتابها در ذهن مخاطبان خودایجاد می کند نه تنها آرامش را از تابعینش می گیرد بلکه چنانچه شاهدآنیم سبب برهم خوردن آرامش جهان پیرامون آنان نیز میگردد.اثری که این کتاب ها بر روح و روان مخاطبان خود گذاشته است به اغما بردن عقل و حکمرانی جهل است و تنها راه نجات از این موهومات پناهندگی به عقلانیت است که ائمه اطهار صلوات الله علیهم اجمعین تجلی عقلانیت می باشند.امیدارم برخی از مذاهب اسلامی که پیروی اینچنین اشخاصی را پیشه کرده اند عقل های خودرا از زندان توهمات آزاد ساخته و جسم ظاهری و عقل باطنی را تحت لوای احادیث وسیره محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین در آورند تا دیگر شاهد جنایاتی مانند جنایت های داعش و القاعده و… نباشیم تا آنروز که وارث حقیقی حکومت ولی عصر ارواحنافداه ظهور نمایند و ریشه شجره ی ملعونه را قطع نمایند.

الیس الصبح بقریب…

_______________________________________________________________

منابع:

۱_کافی، ج ۱، ص ۱۶ ، روایت شماره ۱۲

۲_سوره توبه آیه ۳۲

۳_جعفرسبحانی، تاریخ اسلام

۴_المصنف فی الأحادیث والآثار ج۷ ص۴۳۲ المؤلف: أبو بکر بن أبی شیبه، عبد الله بن محمد بن إبراهیم بن عثمان بن خواستی العبسی (المتوفى: ۲۳۵هـ)، المحقق: کمال یوسف الحوت، الناشر: مکتبه الرشد – الریاض، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۹، عدد الأجزاء: ۷٫

۵_به نقل از النص والاجتهاد،سیدعبدالحسین شرف الّدین قدس سّره

۶¬_النص والاجتهاد

۷_-تاریخ المدینه المنوره،۱۴۷/۲

۸_النص والاجتهاد

۹_الطبقات الکبری۳۴۱/۳

۱۰_النص والاجتهاد

۱۱- مروج الذهب مسعودی ج۲ص۳۷۱

۱۲_صحیح بخاری،کتاب غسل،حدیث ۲۴۸

۱۳_ سوره هود-آیه

یادداشت های امیری سوادکوهی...

ما را در سایت یادداشت های امیری سوادکوهی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 23:31

صفحه بندی